خاطرات تلخ و شیرین
سلام فنقلای خاله ببخشید دو سه ماهی هست که وقت نکردم براتون پست بزارم اخه همش سرگرم مهمونی و اینا بودیم. این ماه هم با تفریح های هروزه پارک سپری شد همینطور که قبلا گفتم شما عاشق بیرون و پارک هستید هروز میرفتیم خونه مامان پرگل و پارکشون. اراد جونم عاشق هلو خوردن و وقتی ازش میگیری جیغ میزنه همینطور موز خیلی دوست داره اما اندیا جونم اصلا میلی به خوردن نشون نمیده واسه همینم کوچولوتر مونده همه میگن واسه فرق پسر و دختریتونه. دیگه کم کم مامان پریسا شروع کرده بهتون فرنی با حریره بادوم میده که خیلی دوست دارید گاهی هم بیسکویت مادر میخورید که واقعا خوردنتون خیلی شیرینه به خصوص اراد که انقدر با میل و اشتیاق میخوره و زودتر میخواد قاشق بعدی رو بگیره. این ماه اولین مسافرتتون بود که سفر به تهران و خونه عمه سمانه بود و اذیت های شما همراه با دوقلوهای عمه شهاب و شایان خیلی باحال بوده.
اینم لباسهایی که مامان مهناز براتون دوخته
اراد جون در حال مکالمه با خاله پریا
غنچه های خاله در مسافرت
اراد عشق هلو
چهار قلو های مامان مهناز. ارادو اندیا و شهاب و شایان
اینم اندیا خانم با پیراهن جدیدش که از تهران خریده . این پیراهن قرمز هم دنیا جون (دخترعموی مامان پریسا) زحمت کشیدن خودشون دوختن البته دنیا جون فقط 13 سال داره اما خیلی با سلیقه و هنرمند هستن خیلی وقتها هم میاد خونتون باشما بازی میکنه.
اینم فرنی حریره بادوم غذای شما
مهمونی یاد بود عمه و شوهر عمه مامان پریسا که فاطمه جون زحمت کشیده بودن
اولین خرابکاری اقا اراد
اینم خریدهای شما
اینم گیرسرهای اندیا جون و تاجی که مامان پریساش درست کرده
و ساپورتهای اندیا جون


خاطرات تلخ و شیرین
